جمعه ۱٩ شهریور ۱۳۸٩ :: ۱:٠۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : دوست شما

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب نیروی بیکران:


عواملی اساسی که میتوانند موفقیت شما را تضمین کنند.
1- اشتیاق و علاقه شدید به هدف و آرزو
2- اعتقاد به هدف و آرزو
3- روش های کاربردی
4- آشکار بودن ارزشها
5- توانایی
6- قدرت هبستگی
7- تسلط بر قدرت ارتباط


*هدف عمده زندگی کسب دانش نیست بلکه عمل کردن به آموخته هاست.*
*اعتقاد چیزی جز یک حالت روحی و تصور درونی که بر کردار و رفتار آدمی حکمفرمایی میکند نیست.میتواند نیرو بخش باشد مثل اینکه ما در انجام کاری موفق میشویم و یا تضعیف کننده که به این حالت اسکوتوما میگویند.*


*منشا اعتقادات ما:
1- محیط
2- وقایع
3- علم و آگاهی
4- مبنا قرار دادن نتایج گذشته


*ذهن در جایگاه خاص خود قرار دارد این وجود ماست که میتواند در آن بهشتی از جهنم و یا جهنمی از بهشت بر پا سازد.*
*این ذهن است که بد یا خوب را میسازد بدبخت یا خوشبخت-غنی یا فقیر را بوجود میاورد.*
*اگر شما از پذیرفتن چیزی جز بهترینها امتناع ورزید اغلب اوقات آنرا بدست میاورید.*
*زندگی بسیار ظریفانه تر از آن است که ما میپنداریم.بنابراین اگر تا بحال عقاید خود را مورد ارزیابی قرار نداده اید اکنون به بررسی آنها پرداخته و تعیین کنید که کدامیک از آنها را باید تغییر داد و چه عقیده ای را باید جایگزین آن کرد.*


ابعاد هفت گانه موفقیت:(اعتقاد داشته باشید)
1- هیچ معلولی بدون علت و هدف نیست در هر اتفاقی مصلحتی وجود دارد.
2- چیزی به نام شکست وجود ندارد.حاصل هر تجربه ای فقط یک اتفاق است.
3- مسولیت اتفاقات پیرامون شما که به شما مربوط میشوند بر گردن شما هستند.
4- برای استفاده از چیزی شناخت کامل آن لازم نیست.
5- بزرگترین سرمایه شما دیگران هستند.
6- کار شما تفریح شماست .یکی از راههای موفقیت همبستگی بین کار و علاقه است.
7- هیچ موفقیت پایداری بدون پشتکار بدست نمیاید بدون وقفه هدف را دنبال کنید.


***فرمول نهایی موفقیت***
1- شناخت هدف
2- الگو برداری از موارد موثر و کارآمد
3- دست به عمل زدن و گسترش دقت و حواس خویش برای شناخت نتیجه ای که بدست خواهید آورد و اصلاح کردن آن تا زمانی که به خواسته های خویش دست یابید.

*این مهم نیست که موقعیت تا چه اندازه وخیم و وحشتناک است مهم اینست که شما میتوانید انرا به گونه ای درک و تصور کنید که به شما قدرت بخشد.*
*اعتقاد یک مفهوم ذهنی ساکن نیست.اعتقاد دقیقا دری به سوی برتری است*
*اعتقاد میتواند هر قانون گفته یا ایمان واحساسی هدایت کننده باشد که به زندگی جهت میبخشد.*

*الگولی جانگزینی روشی است که میتوانداز آن در برخوردبا بعضی مشکلات همیشگی و عادتهای بد افراد به کار گرفته و موجب میگردد افکار منفی به افکار مثبت تبدیل شود.*

چگونگی عملکرد الگوی جایگزینی:
قدم اول : رفتار و عادتی را که میخواهید تغییر دهید مشخص نمایید .اکنون یک تصویر درونی از آن رفتار را در ذهن خود مجسم کنید گویی خودتان در حال دیدن ان هستید.اگر میخواهید جویدن ناخنهایتان را کنار بگذارید خود را در حال دیدن جویدن ناخن تجسم کنید.
قدم دوم:تصویر متفاوتی نسبت به تصویر اول در ذهنتان مجسم کنید مثلا دستانتان را از دهان دور کرده و خود را بسیار زیباتر و خوشتیپتر از قبل تصور کنید.
قدم سوم:هر دو تصویر را به یکدیگر مربوط سازید تا حالت
غیر فعال بطور اتوماتیک محرکی برای ایجاد حالت فعال گردد اگر شما از این مکانیزم استفاده کنید هر چیزی باعث عادت قبلیتان میشود اکنون شما را بسوی آن تصویر ایده آل سوق میدهد.

روش تغییر اعتقاد:
چیزهایی که اعتقاد دارید و یقین دارید بصورت تصویر در ذهن خود مجسم کنید و چیزهایی که اطمینان کاملی ندارید آنها را نیز بصورت تصویر درآورید و بعد از این دو تصویر را در کنار هم مطابقت دهید طوری که کیفیت تصویر دوم مثل تصویر اول شود پس از انجام این کارها چه احساسی به شما دست میدهد؟

برای پی بردن به روش کاربری دیگران:
باید ببینیم از چه سیستمی برای بیان افکارشان استفاده میکنند.
افرادی که برای بیان و ایجاد تصورات درونی خود اول از حس بینایی استفاده میکنند تند صحبت میکنند آنها در مورد چگونه به نظر رسیدن چیزها خواه درخشان و تاریک صحبت میکنند.
افرادی که برای بیان و ایجاد تصورات درونی اول از حس شنوایی استفاده میکنند صدای انها طنین دار و طرز صحبت کردنشان آرام است و بیشتر آهنگین صحبت میکنند و نسبت به گفته های خود بسیار دقیق و حساس هستند.
افرادی که برای بیان و ایجاد تصورات درونی خود اول از حس لامسه استفاده میکنند کند تر و اهسته تر از بقیه هستند.صدایشان عمیق و کلمات با تانی از دهانشان خارج میشود.انها باید چیزها را لمس کنند.مثلا میگویند کارها سخت و فشرده است.
*هنگام گفتگو با اشخاص حرکت چشمان او را زیر نظر بگیرید و از او سوالاتی کنید که مجبور شود تجربیاتی مربوط به تصاویر صداها و یا احساسات را به خاطر آورد.حرکات چشمان در مقابل هر سوال به کدامین سو خواهد بود.؟
حرکت چشمان:بالا و چپ=بینایی به سمت گوش چپ=شنوایی پایین و راست=لامسه
*هنگامی که افراد بلند نفس میکشند تصورات درونی مربوط به حس بینایی است.هنگامی که از ته دل نفس میکشند مبنای تصورات مربوط به حس شنوایی و هنگامی که کند و عمیق نفس میکشند نشاندهنده تصورات بر مبنای حس لامسه است.*
صدا نیز نشاندهنده منشها و حالات افراد است:
حس بینایی:بریده بریده و سریع صحبت میکنند.صدایشان بم و تو دماغی است.
حس شنوایی: آهنگین و صاف و طنین دار
حس لامسه: آرام عمیق و کند
*حالات اشخاص*:
اگر سر شخص بالا باشد او در حال بخاطر آوردن تصاویر مربوط به حس بینایی است.اگر سر او در حال تعادل و یا کمی به یک سو خم شده باشد مربوط به حس شنوایی و اگر سر پایین باشد و یا عضلات گردنش شل باشد مربوط به حس لامسه است.

حال شاید از خود بپرسید که دانستن این موضوعات به چه درد شما میخورد؟شما میتوانید با پی بردن به روشهای افراد در آنها به طریق خودشان احساس عشق و علاقه بوجود آورید و به هدفتان نزدیک شوید.
شما برای شروع تقلید از عملکردهای آن اشخاص نیازمند پی بردن به طز تفکر و عملکردهای ذهنی و سیستم اعتقادی آنها هستید و سپس کار خویش را با الگو برداری از نظم و هماهنگی ذهنی آنه ادامه داده و با تقلید از حالات جسمانی آنها به پایان میبرید.


*مردم تنبل نیستند بلکه هدفهای ضعیفی دارند یعنی اهدافی که موجب برانگیخته شدنشان نمیشود.*

در بیان نتایج زندگی خویش از پنج اصل زیر پیروی کنید:
1- نتیجه زندگی خویش را با عبارات مثبت بیان کنید آنچه دوست دارید بوقوع بپیوندد آشکار بیان کنید .نه چیزهایی را که دوست را که دوست ندارید.
2- تا جایی که امکان دارددقیق و حساس باشید نتیجه زندگی شما از نظر حواس بینایی-شنوایی و لامسه چطور است؟در توصیف نتایجی که میخواهید همه حواس خود را به کار ببرید.
3- برای نتیجه خویش معیار و ملاکی داشته باشید .بدانید که پس از دستیابی به هدف در دنیای بیرونی چه چیزهایی میبینید و میشنوید.
جنبه خاص :شما دقیقا خواهان چه هستید؟
زمینه های احساسی: چه میبینید و میشنوید و چه لمس میکنید چه بویی احساس میکنید و چه مزه ای میچشید؟
حالت موجود/حالت دلخواه:
شما چه میخواهید؟
پس از رسیدن به خواسته خویش چه اتفاقی میافتد؟
تفاوتشان در چیست؟
ملاک و معیار: چگونه از تحقق یافتن نتیجه خویش آگاه خواهید شد؟
4- نتیجه زندگی خویش را تحت کنترل داشته باشید:وابسته به دیگران نباشید مطمئن باشید نتیجه زندگیتان چیزهای را منعکس میکند که شما میتوانید به طور مستقیم روی آنها تاثیر گذارید.
5- تحققیق کنید که نتیجه دلخواهتان از نظر شما نسبت به محیط خویش درست و پسندیده باشد.برای نتایج منطقی هدف واقعی خویش در آینده برنامه ریزی کنید.نتیجه زندگی شما باید نتیجه ای باشد که هم برای دیگران مفید واقع شود و هم برای شما.

*برنامه ریزی*
1- کار خویش را با تهیه لیستی از آرزوها و خواسته هایتان شروع کنید چیزهایی که میخواهید اتفاق بیافتد –داشته باشید –انجام دهید و یا از آنها بهرمند شوید.احساسات –اشخاص و مکان هایی که دوست دارید بخشی از زندگی شما باشند درذهن خود بوجود آورید .اکنون قلم و کاغذ را بردارید و شروع به نوشتن کنید(بیشتر از 10 تا 15 دقیقه)تا آنجا که میتوانید و میخواهید هیچ حد و مرزی قائل نشوید فکر کنید که یک شاه هستید بدانید که محدودیتها فقط در ذهن شماست آنها را از خود دور کنید.دانستن نتیجه زندگی خویش اولین کلید برای رسیدن به آن است.
2- لیستی را که تهیه کرده اید مرور کنید و زمانی را که انتظار دارید به آن نتایج برسید را حدس بزنید.ملاحظه کنید چگونه چیزهایی که در لیست نوشته اید حذف میشوند.اگر آرزوهای شما کوتاه مدت هستند با در نظر گرفتن امکانات و عوامل بالقوه ای که در آینده نیز دوام داشته باشد شروع کنید و اگر بلند مدت هستند ابتدا قدمهایی بردارید که شما را بسوی مسیر مورد نظر خویش ببرند.
3- برای امسال چهار تا از آرزوهای خودتان را بنویسید جدا از بقیه چیزهایی که نسبت به آنها تعهد بیشتری داشته باشید .حال از شما میپرسم چرا حتما به آنها دست پیدا میکنید؟
به خود بگویید که چرا مطمئن هستید که میتوانید به آنها برسید و برای شما مهم هستند .دلیل انجام دادن کار مهمتر از چگونه انجام دادن آن است.
4- اکنون آرزوهای خود را با همان 5 اصلی که برای بیان نتایج گفته شد مرور کنید .اگر آنها بر خلاف هر یک از این شرائط باشند سعی کنید که آنها را با این شرائط وقف دهید.
5- لیستی از منابع مهمی که قبلا در اختیار داشته اید تهیه کنید .خصوصیات شخصیتی –دوست –منابع مالی –تحصیل –وقت –نیرو و سپس لیستی دیگر از تواناییها- مهارتها –استعدادها و وسائل موجود تهیه کنید .
6- هنگامی که تهیه لیست را انجام میدهید فکر خود را بروی اوقاتی متمرکز کنید که از آن منابع بهتر و ماهرانه استفاده میکردید .هنگامی که کاری را خیلی خوب انجام داده اید و موجب موفقیت شما گشته .تمامی موارد فوق را یادداشت کنید.
7- آن نوع شخصیتی را که دوست دارید برای نائل شدن به هدف خویش داشته باشید توصیف کنید .همین حالا دو پاراگراف یا یک صفحه درباره همه خصوصیات شخصی –مهارتها –حالتها –اعتقادات و شیوه هایی که باید برای دستیابی به چچیزهای مورد علاقه خویش داشته باشید بنویسید.
8- چه چیز مانع دستیابی شما به چیزهای مورد علاقه تان است؟بنویسید.شما باید کار خود را با نتایج نهایی آغاز کنید چه گامهایی باید بردارید تا شما را بسوی آن هدف سوق دهد مسیر دقیقی را ترسیم کنید که از هدف نهایی خویش به آنچه که امروز میتوانید انجام دهید منتهی گردد.
9- اکنون یکی از چهار آرزو را در نظر گرفته و اولین طرح یک نقشه تدریجی را برای چگونگی دستیابی به آن تهیه کنید و از خود بپرسید برای رسیدن به این هدف چه کاری باید انجام دهم
-بهترین راه برای رسیدن به برتری الگو قرار دادن کسی است که پیش از شما آنچه را که میخواهید انجام داده باشد.
10- برای خویش الگوهایی بیابید .نام الگوهای خود را یادداشت کنید . خصوصیاتی که باعث موفقیت آنها گشته بطور مختصر بنویسید در عالم تخیل با آنها گفتگو کنید .
11- داشتن انواع هدفهای مختلف بسیار مهم است اما از آن مهمتر این است که بتوانید تعیین کنید که همه آنها با یکدیگر برای شما چه مفهومی دارند .اکنون روز دلخواه خویش را بوجود آورید .مردم مشغول چه کارهایی خواهند بود ؟شما چه کاری انجام میدهید؟چطور شروع میکنید؟کجا میروید؟هنگامی که شب آنروز میخوابید چه آرزویی دارید؟
12- در انتها محیط کامل خویش را تعیین کنید و هیچ محدودیتی برای فکرتان قائل نشوید.دوست دارید کجا و چگونه باشید؟


هماهنگی:
*مهم نیست که شما چه کاری انجام میدهید و یا میخواهید انجام دهید.درککنید-خلق کنید-قسمت کنید و یا تجربه کنید خواه آن بدست آوردن یک درک معنوی و یا بدست آوردن یک میلیون دلاربه هر حال در این راه کسی هست که به شما کمک کند راه کمک گرفتن دستیابی به هماهنگی است.

الگوی رفتاری :افراد دارای الگوی رفتاری خاص هستند .تنها از طریق درک آن الگوهای رفتاری است که میتوانید انتظار داشته باشید که سخنانتان برای دیگران قابل درک باشد.
1 اولین الگو ی خاص حرکت کردن به سوی یک چیز و یا دوری گزیدن از آنست .هرکس به سوی چیزی حرکت کرده و از چیزهای دیگر دوری میکند.شما از گرفتن چوب کبریت روشن امتناع میکنید که دستانتان نسوزد ولی غروب را تماشا میکنید چون لذت میبرید.

*برای دریافتن مسیر حرکت افراد از آنها بپرسید که در برقراری یک رابطه خواهان چه چیزی هستند ؟خانه –ماشین-شغل و یا هر چیز دیگری و برای چه ؟برای خواستن چیزی یا نخواستن چیزی درخواست دارند؟

2- دومین الگو خاص مربوط به چهار چوب مراجعات درونی و بیرونی شخص است. از افراد بپرسید چه موقع یک کار را خوب انجام داده اند؟ببینید ملاک آنها از انجام کار خوب چه چیزی است؟بیرونی است یا درونی؟(وقتی است که خود احساس کرده یا وقتی است که کسی به او گفته)

3- سومین الگوی خاص طبقه بندی کردن چیزها به نفع خود و یا دیگران است.برای دستیابی به این امر ببینید که آنها چگونه به دیگران توجه میکنند؟آیا نسبت به دیگران توجه داشته و حالت صورتشان نشاندهنده توجه به انهاست یا نه؟

4- چهارمین الگوی خاص در رابطه با افراد تشابه گرا و تفاوت گراست.
5- درباره نحوه متقاعد کردن افراد هست .بپرسید از چه روشهایی برای متقاعد کردن دیگران استفاده میکنند؟
6- احتمالات در مقابل ضروریات.بدانید که افراد مورد نظر شما ابتدا به ضروریات توجه میکنند و یا احتمالات را در نظر میگیرند؟این کار را در وارد خاص مورد ارزیابی قرار دهید.
7- سبک کار کردن شخص آخرین الگوی خاص میباشد که به آن باید توجه نمود.

*شما میتوانید بجای مخالفت و غلبه برطرف مقابل از طریق توافق و سازگاری وارد عمل شده و او را ترغیب به انجام کاری کنید .میتوانید الگوی ارتباطی خویش را تغییر دهیم.*
*الگوهای رفتاری ما به گونه ای غیر قابل تغییر در مغزمان حک نشده اند الگوی غلط در زندگی را میتوان از بین برد.*
*زمینه مشترک در هر دو حالت بالا انعطاف پذیری است.*

**میتوانیم با دگرگون ساختن تصورات درونی و یا دیدگاه خویش در مورد هر چیزی در عرض یک لحظه حالتها و رفتارهای خویش را تغییر دهیم.این کل موضوع الگوها یرفتاری است/**
**اگر شما آنچه را کوچک است بهمان صورت ببینید و انچه را که ضعیف است به خاطر قدرتش بپذیرید و از آنچه که تاریک است به خاطر روشنایش استفاده کنید همه چیز خوب پیش میرود.این روند عملکرد بر طبق دستورات طبیعت نامیده میشود (لائوسه)**

*برای باز سازی الگوها دو روش وجود دارد :1-بازسازی زمینه 2- بازسازی مفاد *

باز سازی زمینه
شما چیزی را که بد بنظر میرسد و ناراحت کننده بوده را تجربه میکنید.بازسازی زمینه نشان میدهد که همان رفتار یا تجربه در زمینه دیگر فایده های بسیاری دارد.
بازسازی مفاد
به معنای تغییر دادن مفهوم یک موقعیت یکسان است.به این معنی که با توجه به شرائط محیط میتوانید تغییراتی در نوع رفتار حاصل شوید که به نتیجه مطلوبتری برسید.

*روش از بین بردن و باز سازی الگوهای ذهنی :
1- الگو یا رفتاری را که دوست دارید تغییر دهید را مشخص کنید.
2- با آن بخش از ضمیر ناخودآگاه خویش که دوست آن رفتار را به وجود میاورد ارتباط برقرار کنید.
3- قصد و منظور از انجام کار را از رفتار جدا کنید.
4- برای برآورده ساختن قصد و مقصود خویش رفتارهای متنوعی را بوجود آورید.
*با آنچه که داری و در هر کجا که هستی آنچه را میتوانی انجام بده*


روش ایجاد تداعی معانی در اشخاص:
1- روش فشار و صدا .بدین صورت که از او بخواهید بیاد آورد که در آن لحظه محیط اطراف از نظر جو و صداهای موجود در چه حالتی قرار داشته است.
2- راه دیگر اینست که از او بخواهید زمانی را بخاطر اورد که تمایل داشته در آنلحظه احساس مطبوعی را تجربه کند.

*برای موثر بودن تداعی معانی در اشخاص روشهای زیر را بکار گیرید:

1- هنگامی که محرکی را بوجود میاورید باید شخص را در یک حالت کاملا هماهنگ و پیوسته قرار داده و همه اعضای بدن او میز در ایجاد آن مشارکت داشته باشد.
2- شما باید در اوج حالت و تجربه محرک را بوجود آورید.
3- شما باید یک محرک منحصر به فرد را انتخاب کنید .
4- برای موثر بودن یک تداعی معانی باید دوباره آنرا بهمان صورت بوجود آورید.

*به پر قدرت ترین و مثبت ترین تجربه ای که تابحال در زندگی داشته اید فکر کنید و جای انرا در دست راست قرار دهید.به زمانی فکر کنید که شما دارای احساساتی عاشقانه و مثبت و پرقدرت بوده اید و آن را نیز در دست راست قرار دهید و همچنین خنده ها ی عصبی و غیر قابل کنترل را در دست راست قرار دهید.توجه کنید که آنها چه رنگی دارند ؟چه شکلی بوجود میاورند؟چه صدایی دارند؟سپس دست راستتان را ببندید و آنها را همان جا باقی گذارید.
اکنون دست چپ را باز کنید و تجربه منفی و ناامید کننده و یا تجربه ای مربوط به خشم و عصبانیت و چیزی که شما را نگران میکند را در آن جای دهید.حال ببینید که اینها چه رنگی هستند؟سبک و یا سنگینند؟چه صدایی را بوجود میاورند؟
حال کار مثبت از نظر شما کدام است آنرا انجام دهید.آیا میتوانید با اندکی تغییرات جای ایندو را در زندگی خویش عوض کنید؟

در یک رابطه صمیمانه چیزهای بسیاری وجود دارد که برای شما مهم هستند:
عشق.لذت.شادی.رابطه دو طرفه.احترام.تفریح.سرگرمی.پیشرفت.حمایت.تلاش.خلاقیت.زیبایی.جذابیت.وحدت روحی .آزادی و شرافت.
جهت تعیین اهداف خویش باید نسبت به ملاکها اگاهی داشته باشیم.برای تغییر دادن ملاکها سه روش وجود دارد:
1- شما باید نسبت به ملاکهای خود آگاهی دقیق داشته باشید تا در صورت رسیدن به هدف کاملا راضی باشید.
2- ملاکی را برگزینید که بیشتر به واقعیت نزدیک باشد .داشتن هدفهای بزرگ در صورتی خوب است که به نفع شما باشد.شما پس از دستیابی به این نتایج میتوانید هدفهای بزرگتری در سر بپرورانید.
3- خاص بودن ملاکها :داشتن هدف کار اشتباهی نیست اما اگرارزشهای خویش را به یک تصویر بسیار خاص مرتبط سازید تا حد زیادی احتمال نا امیدی میرود.

*با آگاهی از ارزشهای یک شخص نه تنها به نیازهای آنان بلکه به نیازهای خویش نیز پی میبرید.*

***پنج کلید دستیابی به ثروت و خوشبختی***
1- کلید اول:طریقه مبارزه با یاس و نا امیدی:هر موفقیت بزرگی یک ناامیدی بزرگ بهمراه دارد.غلبه کردن بر ناامیدیها پاداش خوبی دارد.برای تضمین موفقیت خویشتن باید بیاموزید چگونه با یاس و ناامیدی مقابله کنید و آن تصور منفی نا امیدی را به تصور مثبت شور و نشاط تبدیل کنید.همه افراد موفق می دانند که موفقیت در آن سوی ناامیدی نهفته است.از هر شکست درسی بگیرید و به راه خود ادامه دهید و در مقابله با نا امیدی جا نزنید.
2- کلید دوم:طریقه برخورد با پاسهای منفی:فروشندگان موفق کسانی هستند که بیشتر با پاسهای منفی روبرو شده اند.آنها کسانی هستند که میتوانند از کلمه "نه"بعنوان محرکی برای رسیدن به کلمه "بله"برسند.هیج موفقیت واقعی بدون این پاسخهای منفی وجود ندارد.هر چه بیشتر با این پاسخهای منفی روبرو شوید به نفع شماست.
3- کلید سوم:کنترل فشارهای مالی:در هر دو حالت مادی پولدار بودن و نبودن شما با فشارهای مالی روبرو هستید برای رهایی و کنترل این فشارها میتوانید همیشه 10% ازپس انداز کنید.10% برای پرداخت قرضهای خود در نظر بگیرید.10%بمنظور بخشش به افراد بی بضاعت در نظر بگیرید.با 70% باقیمانده زندگی خود را مدیریت کنید.
** اگر بتوانید بر نا امیدیها غلبه کنید و پاسخهای منفی و فشارهای مالی را کنترل نمایید دیگر هیچ محدودیتی برای تواناییهایتان وجود نخواهد داشت.
4- کلید چهارم:پس از رسیدن به مرحله ای از موفقیت از خود راضی و راحت طلب نگردید:میتوان هر موفقیت را تخته پرشی برای شیرجه زدن به هدفهای نهایی دانست نه ایستگاهی برای استراحت.
5- کلید پنجم:همیشه بیشتر از آنچه انتظار دارید دریافت کنید بخشش کنید:شاید این مهمترین کلید باشد چراکه خوشبختی واقعی شما را تضمین میکند.اگر شخصی به تنهایی به قله موفقیت برسد به تنهایی نیز سقوط خواهد کرد.اگر خواهان موفقیت هستید باید به موفقیت همانند یک جریان مداوم-یک عادت ذهنی و یک شیوه زندگی بیاندیشید.


***به عنوان آخرین جمله این جمله زیبا را تقدیم به شما عزیزان میکنم:انسان خلاصه ای از آنچه دارد نیست بلکه مجموعه ای است از آنچه میتواند باشد و هنوز نیست.



     
000100100001
دوست شما


مطالب وبلاگ
پيوندها
امکانات جانبی
RSS Feed

*** We Say GOD Today ***

"

*************************

***Pnu121 In Google***

*************************

-------------------------